تاج الدين احمد وزير
56
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
لغيره [ مرا اگر تو ندانى عطاردم داند . . . ] مرا اگر تو ندانى عطاردم داند * كه من كيم ز سر كلك من چهكار آيد هزار سال ببايد كه تا بباغ هنر * ز شاخ دانش چون من گلى بهبار آيد به هر قران و به هر دور چون منى نبود * به روزگار چو من كس روى كار آيد حكايت مولا سعيد امين الدين واعظ تبريز ! مولانا سعيد امين الدّين دادا عليه الرّحمة در تبريز وعظ مىگفت ، در تفسير آيه : وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ « 1 » خوض نمود ، و در اثناء آن بحكايات و مناسبات ايراد كردن مشغول شد و سررشتهء سخن در صبر و صلاة از دست او برفت « 2 » . جمعى از * 11 * علماء كبار كه او را با ايشان معارضه و مناظره بود در مجلس حاضر بودند و خرّمى مىنمودند كه او خبط در وعظ خواهد كرد ، ناگاه اين دو بيت انشا نمود و باز بسخن صبر و صلاة پيوست همه از حدّت ذهن او تعجب نمودند . همراه طلب كن كه طلب كردن همراه * در راه خدا به ز قبيل حسنات است همراه تو در راه خدا چيست بگويم * همراه تو در راه خدا صبر و صلاة است وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ فوه ماء الحياة شاربه * خضر لم يصل الى الظّلم * * * آن نه من باشم كه روز جنگ بينى پشت من * آن منم كاندر ميان خاك و خون بينى سرى
--> ( 1 ) قرآن كريم سوره بقره ( 2 ) آيه 45 و 153 . ( 2 ) نرفت .